دومین عکس و آزمایش خون
سلام قشنگم خوبی؟ دیروز ساعت 6:15 با بابا امیر بیدار شدیم راه افتادیم سمت بیمارستان بقیه الله کلی خوابم میومد. اول رفتیم وقت سونوگرافی گرفتیم و بعد وقت آزمایش خون،خیلی شلوغ بود شماره ی151 بودیم و تا نزدیکای 10 منتظر نوبت بودیم و من کم مونده بود غش کنم چون از شب قبلش از ساعت 10 چیزی نخورده بودم حالم بد بود. بعد از آزمایش رفتیم سونوگرافی و یکی لز قشنگترین لحظه های عمرمو دیدم تو خیلی کوچولو بودی و قلبت تند تند میزد خیلی حسشض قشنگ بود بابا امیرتم کلی حال کرد. بعد از سونوگرافی 2باره آزمایش خون دادم و بابا امیرت رفت برام آبمیوه و کیک خرید حالم جا اومد. راه افتادیم سمت خونه بابایی برام چیزبرگر خرید رفتیم توی پارک خوردی...
نویسنده :
مامان هلاله
14:38




